loading...

استاندارد وب ایران

طراحی و پشتیبانی از سایت ، مشاوره رایگان در زمنیه بهینه سازی و سئو ، ارسال بازدید ارگانیک برای سایت شما

بازدید : 92
چهارشنبه 7 تير 1402 زمان : 10:16

نویسنده: هیدیلیو دیاز

خلاصه کتاب:

"دختری که ماه را نوشید" داستانی مهیج و عاشقانه است که درباره یک دختر جوان به نام سلوریا است. سلوریا در یک روستای کوچک در سوئد زندگی می کند و یک تمایل غریب به نور ماه دارد. او هر شب به باغ می رود و بر روی شانه یک کوه زیبای جابجا می کند. این کوه نورانی را تولید می کند و سلوریا به آن می نوشد.

در حین رشد، سلوریا با مشکلات و چالش های خود روبرو می شود. او با مردم روستا و نظرات منفی آنها درباره خود و این تمایل خاص مبارزه می کند. اما به زودی متوجه می شود که این تمایل او را از بقیه جدا می کند و از واقعیت بیرون می اندازد. او باید به دنبال راهی برای انعطاف پذیری و قبول تفاوت خود بگردد.

به طور همزمان، سلوریا می فهمد که این تمایل نورانی نه تنها راز زندگی اوست، بلکه می تواند قدرت های فوق العاده ای هم داشته باشد. او با استفاده از این قدرت توانایی های جدیدی کشف می کند و به راهی نو در روابط انسانی خود پیدا می کند.

"دختری که ماه را نوشید" یک داستان تحسین برانگیز و الهام بخش است که درباره قدرت قبول تفاوت و انعطاف پذیری برای از بین بردن مرزهای تقدیر نوشته شده است. این داستان به ما نشان می دهد که چگونه ترکیبی از ماهیت بشری و قوای ماوراء الطبیعه می تواند به ما کمک کند تا مسیری متفاوت و خلاقانه در زندگی خود برگزینیم.

کتاب و کتابخوانی باید بخشی از زندگی مان باشد، مثل غذا خوردن، خوابیدن و هرکار روزمره دیگری. کتابخوانی برای کودکان راه و رسم خود را دارد و چه خوب است بدانید که اول باید کودکان مان را متقاعد به کتابخوانی کنیم و سپس به سراغ انتخاب کتاب مناسب برای آن ها برویم.

مطالعه یکی از اساسی‌ ترین مهارت ‌هایی است که کودکان برای موفقیت در زندگی باید یاد بگیرند. مهارت خوب خواندن نه تنها از نظر تحصیلی برای دانش ‌آموزان مفید است، بلکه برای موفقیت مادام العمر آن‌ها ضرورت دارند. کودکان وارد هر شغلی که شوند لازم است درباره آن اطلاعات کسب کنند و دانش خود را به روز نگاه دارند. برای رشد فردی خود نیز باید مطالعه کنند. حتی قبل از این که کودکان خواندن و نوشتن را یاد بگیرند می ‌توان عادت مطالعه را در شخصیت و رفتار آن‌ ها پرورش داد و ایجاد کرد. این ویژگی‌ های شخصیتی در آینده باعث می ‌شوند کودکان میل و رغبت بیشتری به مطالعه داشته باشند و از سفر در دنیای نوشته ‌ها خسته نشوند. در این مطلب ما یکی از پرفروش ترین و جذاب ترین رمان ها را به شما معرفی می کنیم که مطالعه آن، هم می تواند مناسب کودک و نوجوانان باشد و هم بزرگسالان، که بی شک از تهیه و خواندن این کتاب لذت خواهید برد.

بررسی کتاب دختری که ماه را نوشید:

کتاب دختری که ماه را نوشید اثر کلی بارن هیل، داستان مردم یک شهر کثیف و پوشیده از مه، با نام مستعار شهر غم‌ ها است. مردمان این شهر هر سال کوچک ترین فرزند خود را قربانی یک جادوگر شیطانی در جنگل می ‌کنند، چرا که معتقدند فقط در این حالت زندگی ‌شان در امان خواهد ماند و در غیر این صورت، جادوگر بدجنس همه آن‌ ها را نابود خواهد کرد. بزرگان ثروتمند شهر، به این دروغ دامن می‌ زنند، اگرچه آن‌ ها به جادوگر اعتقادی ندارند، اما می ‌دانند که این دروغ مردمی ترسیده، تحت سلطه، مطیع به وجود می ‌آورد.

بزرگان این شهر نمی ‌دانند که بچه ‌ها توسط جادوگری مهربان و دلسوز به نام زان که عاشق بچه ها است جمع آوری می ‌شوند و او آن‌ ها را به شهری شادتر با خانواده ‌ای منتظر می‌ برد. زان در جنگل به بچه‌ ها نور ستاره می ‌دهد و این بچه ‌ها برخلاف بچه ‌های شهر غم‌ ها با عشق و شادی زندگی‌ می ‌کنند.

روزی زان به دلایلی به جای نور ستاره، نور ماه را به یکی از دختر بچه ها می‌ نوشاند. نور ماه، بسیار قدرتمند است و زان برای کنترل قدرت این دختر باید راه چاره‌ ای بیندیشد.

بخشی از متن کتاب دختری که ماه را نوشید:

روزی روزگاری جادوگرای خوبی بودن که تو یه قلعه وسط جنگل زندگی می کردن، خب اون روزا جنگل خطرناک نبود، ما الان می دونیم که کی مسئول نفرین جنگله. اون همون کسیه که بچه ها رو می دزده و آب رو سمی می کنه. اون روزا، پروتکتریت پر از برکت و خوبی بود. هیشکی به جادو احتیاج نداشت، تا از جنگل رد بشه.

جنگل دوست همه بود و هر کسی می تونست بره قلعه جادویی تا درمون بشه یا ازشون چیزی یاد بگیره. ولی یه روز، جادوگر بدجنسی سوار یه اژدها شد و تو آسمون پرواز کرد. کفش سیاه و کلاه سیاه پوشیده بود و پیرهنش مثل خون قرمز بود با تموم خشم و عصبانیتش توی آسمون فریاد می زد.

هیشکی نمی ‌دونه اون چرا بچه ‌ها رو می‌ خواد. نمی‌ دونم چرا همیشه اصرار داره کوچیک ترین عضو ما رو ببره. نمی ‌شه راحت ازش بپرسیم. کسی تا حالا اونو ندیده. ما می ‌خوایم خیالمون راحت باشه که هیچ وقت هم نمی‌ بینیمش.

بچه را رها کردند، درحالی‌که با اطمینان می‌ دانستند جادوگری وجود ندارد. هیچ ‌وقت وجود نداشته است. آن جا فقط یک جنگل خطرناک بود. یک جاده و ریسمانی که سال‌ ها بزرگان به آن چسبیده بودند و نسل‌ ها بود که با این ترفند از زندگی‌ شان لذت می‌ بردند. جادوگر و در واقع باور به جادوگر، برای ترساندن مردمِ ساده ساخته ‌شده بود؛ مردم مطیع، مردم رام، مردمی که زندگی ‌شان در غباری غمناک می‌ گذشت. ابرهای اندوه احساساتشان را گرفته بود و مغزهایشان را از کار انداخته بود. بزرگان برای حکم ‌رانی به همین‌ ها نیاز داشتند. هرچند ناخوشایند بود، ولی کاری برایش نمی‌ کردند.

بازدید : 91
يکشنبه 16 بهمن 1401 زمان : 14:58

معرفی کتاب مارادونا ترجمه ی عادل فردوسی پور

مارادونا کیست :

دیه گو آرماندو مارادونای فوتبالیست را چگونه می توان تشریح کرد ؟ شاید همان دو گلی که در جام جهانی 1986 مکزیک به انگلیس زد کافی باشد. اما بدون شک یک کتاب درباره ی او کفایت نمی کند.داستان مارادونا را می شود بین تیترهای چشم گیر جست و جو کرد، اما برای شناخت بیش ترش باید وارد جزئیات شد: دستاوردها و شاهکار های حماسی ، تناقضات و اشتباهات، تضاد ها و یاغی گری ها . این کتاب خواندنی مسیری است که مارادونا در آن گام برداشته است ؛ از خاستگاهش تا روزی که در بومبونرا فوتبال را کنار گذاشت.خرید کتاب مارادونا ترجمه ی عادل فردوسی پور…

مارادونا در زمین فوتبال گره معماهایی را باز می کرد که زمان و فضای کافی برای حل شان وجود نداشت. انگار همه چیز در اطرافش از حرکت می ایستاد و او هوشمندانه ترین تصمیم را می گرفت و عملی می کرد؛ تصمیمی که اجرایش گاهی شدنی و گاهی محال به نظر می رسید. انتخاب هایش حاصل کنار هم قرار گرفتن تجزیه و تحلیل و غریزه بود که به شکلی خارق العاده در هم ادغام می شدند و آمیخته با نبوغ ذاتی همگی در خدمت یک توپ ساده ی فوتبال در می آمدند.دیگر کتاب های ورزشی…

دیه گو (قدرت مطلق در آرژنتینوس جونیورز)

مارادونای شانزده ساله اولین بازی اش را در بحبوحه ی بحران های سیاسی برای تیم اصلی آرژنتینوس جونیورز انجام داد.

اوراسیو پاگانی ، با اشاره به قدرت وحدت بخش او ، نوشت آرژانتین نیازمند رویاهای تازه است. سیاست راهی به رختکن آرژنتینوس نداشت و همه چیز در فوتبال و دختران خلاصه می شد. دیه گو اهل سیگار و الکل نبود. عاشق تمرین حتی زیر نورافکن های خاموش ورزشگاه بود و بیشتر می ماند تا تمرین کند.او توانست کارلوس مونوتی ، دروازه بان تیم ، را راضی کند تا همراه سایر بازیکنان با هم مسابقه ی شرطی پنالتی بدهند و اگر هم کسی راضی نمیشد آن ها را همراهی کند ، نوبتی به همدیگر پنالتی بزنند.

آرژنتینوس جونیورز ، به جز پرورش بازیکن ، به القای روحیه ی تیمی و مهارت های رهبری هم معروف است. بسیاری از کاپیتان های تیم ملی آرژانتین مثل خوان پابلو سورین ، خوان رومن ریکلمه و استبان کامبیاسو در رده های پایه ی این باشگاه رشد کرده اند.

دیه گو احساس می کرد پذیرش مسئولیت رهبری تیم قاعدتا باید قدم بعدی او باشد ، به ویژه که جدای از سن و سالش خلاء رهبری هم در تیم احساس می شد.

مزایای خرید از فروشگاه آثار برات

*تخفیف ویژه ی* فروشگاه اینترنتی کتاب طلا
ارسال مطمئن

سزار لوئیس منوتی و آندونی گویكوچه آ

دیه گو نیاز به پیمانی نانوشته با مردم داشت: از آنها می خواست در ازای هنرش تحسینش کنند. با این که رابطه اش با هواداران معمولا ناپایدار و پرنوسان بود، این پیمان برای او جای بحث نداشت. پیش شرط و نیاز او در عوض قربانی کردن زندگی روزمره اش وفاداري ابدی بود. هر گاه احساس می کرد این محبت به تمامی متوجه اوست، واکنشی خیره کننده نشان میداد.

و در بارسلونا هیچ گاه به این اندازه ستایش نشد، به خصوص از جانب رؤسای باشگاه. جوزپ لوئیس نونيز، رئیس بارسلونا، از دفتر کارش در شرکت ساختمانی نونيز و ناوارو باشگاه را اداره می کرد. بازیکن ها ارتباط چندانی با او نداشتند، اما در امور ورزشی بدون اجازهی او قدم از قدم برنمیداشتند. امور مدیریتی روزمره را به یکی از افراد مورد اعتمادش، آنتون پاررا، و وظایف معاونت اجرایی و مذاکره را به خوان گاسپارت سپرده و سخنگو و چهرهی خوش برخورد باشگاه هم نیکلاو کاسائوس بود.

نونيز قد و یک دنده بود. او مهم ترین و قدرتمندترین فرد باشگاه بود. موفقیت های اقتصادی روی ناکامی های ورزشی اش سرپوش می گذاشت. بارسلونا قهرمان لیگ نمی شد، اما با مدیریت نونيز همیشه پروژهای در حال آغاز شدن بود. او ملاحظات سخت گیرانه ای دربارهی زندگی اجتماعی و خانوادگی اش داشت و از کسانی هم که برایش کار می کردند همین انتظار را داشت و به همین خاطر در نوامبر ۱۹۸۲ در اولین فصل حضور دیه گو گفته بود:
وظیفه ی فوتباليست فقط فوتبال بازی کردن نیست، او باید زندگی شخصی معقولی هم داشته باشد…

جام جهانی ۱۹۸۲ در اسپانیا

مارادونا از لحظه ای که اعلام کرد می خواهد با فوتبال خداحافظی کند مجبور شد خودش را از ته یک درهی عمیق بکشد بالا. کلافه و زخم خورده برای تعطیلات با خانواده اش به لاس وگاس رفت. غیبتش در دورهمی های تیم ملی از نظر منوتی گناهی نابخشودنی بود، اما او حال و روز مارادونا را درک می کرد. دیه گو یک جلسه ی تمرین دیگر با تیم آرژانتین را به خاطر پرستاری از مادر بیمارش، دونیا توتا، از دست داد. در بیست و یک سالگی، هیجاناتش در آستانهی فوران بود.
آلبرتو پرز، یکی از مدیران آرژنتینوس جونیورز، می گوید: «بعد از تکمیل انتقال به [جوزپ لوئیس نونيز گفتم: “شک دارم دیه گو تو بارسلونا جا بیفته. جا خورد و نگاهم کرد. “ببین کی بهت میگم… کاتالان ها آدم های عصا قورت داده ای اند، اما دیه گو از یه فضای دیگه میآد…» رئیس بارسلونا اولین هشدار را دریافت کرده بود. پرز ادامه می دهد: «
وقتی گل مذاکرات مان تمام شد، خورخه سیترسپیلر به من گفت: “بارسلونا یه ماشین به دیه گو داده. حالا به من میگه از نونيز بخوام پول بنزینش رو هم بده. “عصبانی میشه، خورخه. خودت بهش بگو. نه، نه. تو بهش بگو. من هم رفتم و به نونيز گفتم که یک مسئله ی کوچک باقی مانده… خیلی کوچک… این که… بارسلونا باید پول بنزین ماشین را هم تأمین کند… از جا بلند شد و شروع کرد به داد و فریاد کردن. “بنزین؟ بنزین؟ چند میلیون پزوتا پول می گیرید… اون وقت دنبال پول بنزین هم هستید؟»

بارسلونا: هم تیمی ها و رسانه ها

دیه گو در لحظات بحرانی شخصیت واقعی اش را نشان می داد. اگر یک شیر سر راهش قرار می گرفت، در برابرش سینه سپر می کرد. اما گاهی هم یک تنه از عهدهی کارها برنمی آمد. در این جور مواقع ارزش حامیان او، خورخه . سیترسپیلر، گییر موبلانکو و فرناندو سینیورینی، عیان می شد.
دیه گو بعد از ناکامی آرژانتین در جام جهانی ۱۹۸۲ با اشتیاق بسیار به استقبال ماجراجویی در بارسلونا رفت. شروع خوبی داشت. در مسابقه ای در جام برندگان جام در ماه اکتبر، از صدهزار تماشاگری که ورزشگاه ماراکانای بلگراد را لبالب پر کرده بودند، بیشترشان از جا بلند شدند تا گل واسلینای او را تشویق کنند؛ بعد از سی متر حرکت با توپ، از پشت محوطه ی جریمه توپ را با ضربه ای قوس دار و تماشایی از بالای سر استویانوویچ، دروازه بان ستارهی سرخ، وارد دروازه کرد. این احتمالا بهترین گل مارادونا با لباس بارسلونا بود.
بلانکو نقل می کند که اواخر سال ۱۹۸۲ و پس از آن شروع امیدوارکننده باید با غولی بی شاخودم دست و پنجه نرم می کرد. دیه گو هپاتیت گرفته بود. سیترسپیلر از اسپانیا تماس گرفت و گفت دیه گو به چند نفر نیاز دارد که از او دلسوزانه مراقبت کنند. گفت: “من دیه گو رو خوب میشناسم و میدونم چی میخواد و چی حالش رو خوب میکنه.

مشاهده کتاب های بیشتر در دسته های تازه های دنیای کتاب

فهرست کتاب مارادونا ترجمه ی عادل فردوسی پور:

  • پیش گفتار
  • ال پلوسا
  • پدر، دون دیه گو
  • مادر، دونیا توتا
  • مارادونا
  • ماندن در بوکاجونیورز
  • جام جهانی 1982
  • بارسلونا: هم تیمی ها و رسانه ها
  • دوستانش در بارسلونا
  • کلودیا ویافانیه
  • سزار لوئیس منوتی و آندونی گویکوچه آ
  • خداحافظ بارسلونا ، سلام ناپولی
  • کورادو فرلایینو و ورزشگاه سن پائولو
  • از سیترسپیلر به کوپولا
  • گی یر مو کوپولا
  • کارلوس سالوادور بیلاردو
  • جام جهانی 1986 مکزیک : خرافات
  • انگلیس-آرژانتین: نیمه اول
  • نیمه ی دوم
  • نیمه ی سوم
  • نیمه نهایی در برابر بلژیک و فینال در برابر آلمان غربی
  • دیه گو آرماندو مارادونا
  • کریستیانا سیناگرا و اولین اسکودتو
  • مارادونای ناپلی ها
  • از دومین اسکودتو تا جام جهانی 1990
  • جام جهانی 1990 در ایتالیا
  • پایان کار در ناپولی

https://ketabtala.com

بازدید : 78
يکشنبه 16 بهمن 1401 زمان : 15:03

خلاصه ی کتاب پدر پولدار پدر بی پول

درباره ی کتاب :

کتاب پدر پولدار پدر بی پول، اثری از رابرت کیوساکی‌ و شارون لیچر می‌تواند نقطه آغازی برای تمام افرادی باشد که می‌خواهند کنترل مالی‌شان را در آینده بدست گیرند. خرید کتاب پدر پولدار پدر بی پول…

نظریاتی که او در کتاب پدر پولدار پدر بی پول بیان کرده است، به نظر خیلی از والدین، عجیب و خشک می‌آید. بسیاری از والدین همین طوری هم برای پایبند کردن بچه‌ها در مدرسه مشکل دارند. اگر فرزندانتان را تشویق کنید که کارمند خوبی باشند آن وقت آن‌ها را مجبور کرده‌اید که بیشتر از آنچه سهم‌شان است مالیات به جیب دولت بریزند و در عوض هم انتظار مقرری بازنشستگی ناچیزی را بکشند یا اصلاً منتظر مقرری گرفتن هم نمانند. درست است که مالیات قسمت اعظم هزینه‌های افراد را تشکیل می‌دهد. در واقع بیشتر خانواده‌ها از ماه ژانویه تا اواسط ماه می را برای دولت کار می‌کنند تا بلکه بتوانند مالیات‌هایشان را بپردازند. ما الان به ایده‌های جدید نیاز داریم و این کتاب همان نوع ایده‌ها را در دسترس شما قرار می‌دهد.

ما دوران گذشته را پشت سر گذاشته ایم و به زمانه ای رسیده ایم که علم و ثروت در یک راستا قرارگرفته اند.علم و ثروت بحث امروز است .امروز دوران دانش و اطلاعات است . کسانی که به اطلاعات تازه و روز دسترسی داشته باشند ثروتمندند.

به نظر می‌رسد در آموزه‌های «رابرت کیوساکی» باید بیش و پیش از همه مفهوم هوش مالی و کارآفرینی را پی گرفت و از این نقطه آموزه‌های این مدرس شهیر را در زندگی حرفه‌ای خود پیاده کرد. به هر حال کتاب «پدر پولدار، پدر بی‌پول» کتاب بسیار ارزشمندی‌ست که می‌تواند یکی از مهم‌ترین حیطه‌های زندگی یعنی حیطه‌ی معیشتی را بسیار متحول و کارآمد کند.

خرید این کتاب پرفروش پدر پولدار پدر بی پول با تخفیف ویژه از کتاب فروشی کتاب طلا

آیا مدرسه می تواند مکانی مناسب برای آماده کردن کودکان برای ورود به دنیای واقعی باشد؟

پدر و مادرم همواره می گفتند: برای اینکه در آینده حرفه ای پردرآمد و زندگی مرفه ای داشته باشی، باید به خوبی درس بخوانی و نمره های خوبی بگیری. آنها می خواستند برای من و خواهر بزرگترم شرایطی فراهم کنند تا ما بتوانیم دانشگاه برویم و بهترین دوره های تحصیلی را بگذرانیم تا شانس بیشتری برای دستیابی به یک زندگی ایده آل داشته باشیم.

سال ۱۹۷۹ که موفق شدم درسم را در دانشگاه به پایان برسانم و مدرک حسابداری ام را با نمره ای عالی بگیرم، پدر و مادرم احساس کردند به هدفشان رسیده اند و به موفقیتی بزرگ دست یافته اند. پس از آن، از طریق آگهی، شغلی در یک شرکت حسابداری به نام «بیگ ایت» پیدا کردم. آن روزها اگر از من می پرسیدند که درباره ی آینده ام چه فکری می کنم، آنچه در ذهن داشتم، شغلی ثابت و دائمی و بازنشستگی در سنین نه چندان بالا بود.

شوهرم مایکل نیز شرایطی مانند من داشت. هر دو نفرمان در خانواده هایی سختکوش رشد کرده بودیم که گرچه چندان موقعیت مالی خوبی نداشتند، اما به شدت تابع اصول اخلاقی بودند. مایکل نیز همچون من با نمراتی عالی، لیسانس گرفته بود. البته هم در رشته ی مهندسی و هم در رشته ی حقوق. درسش را که تمام کرد، بلافاصله در یک شرکت معتبر حقوقی در واشنگتن دی سی استخدام شد. این شرکت که در زمینه ی ثبت اختراعات فعالیت می کرد، آینده ی همسرم را در داشتن شغلی دائمی و بازنشستگی به موقع، تضمین می کرد.

هر دو نفرمان در رشته ی شغلی مان موفق بودیم، اما اوضاع به وفق مرادمان نبود. بارها شغل مان را عوض کردیم که البته دلایلی کاملا منطقی داشت و مهم تر از همه این که هیچ طرح بازنشستگی را نیافتیم که مطابق میل مان باشد و برای داشتن حقوق بازنشستگی بیشتر، ناچار به پرداخت حق بیمه ی بیشتر بودیم.
زندگی من و مایکل، یک زندگی ایده آل است. سه فرزند خوب هم داریم که در حال حاضر، دو نفرشان دانشجو هستند و سومی هم اخيرا تحصیلات دبیرستانی اش را آغاز کرده و برای این که به بهترین شکل ممکن آموزش ببینند، هرچه لازم بود، خرج یا برایشان تهیه کردیم.
در سال ۱۹۹۹، یکی از فرزندانم که به خانه برگشت، دلخوری از سر و رویش می بارید. او از درس خواندن خسته شده بود. علتش را که پرسیدم، معترضانه پاسخ داد: «چرا باید وقتم را صرف خواندن چیزهایی بکنم که هرگز در زندگی واقعی ام استفاده ای ندارند؟»
بدون هیچ فکری پاسخ دادم: «چون اگر خوب درس نخوانی، نمی توانی وارد دانشگاه شوی».
در جوابم گفت: «چه درس بخوانم و چه نخوانم، باید پولدار شوم.» .
با نگرانی خاص مادران گفتم: «اگر دنبال شغل خوبی هستی، باید خوب درس بخوانی و دانشگاه بروی و اگر شغل خوبی نداشته باشی، چگونه می خواهی پولدار شوی؟»
پسرم لبخندی زد و سرش را تکان داد. پیش از آن هم چند مرتبه در این باره صحبت کرده بودیم، اما هرگز ندیده بودم که حرف هایم روی او تأثیری داشته باشد. گذشته از این که او پسری باهوش و با اراده بود، پسر مؤدبی هم بود. بنابراین تنها سرش را پایین می انداخت و به این ترتیب، به من می فهماند که تمایلی به ادامه ی آن بحث ندارد.

اما یک روز، با چهره ای مصمم، به من گفت:

«مادر، حالا نوبت شماست که به حرفهایم گوش کنید. دور و برتان را ببینید، اغلب آنهایی که پولدار شده اند، به خاطر مدرک تحصیلی شان نیست. مگر مايكـل جـوردن، از راه درس خواندن پولدار شد؟ یا مگر بیل گیتس از دانشگاه هاروارد و بعد مایکروسافت را تأسیس نکرد و تبدیل به ثروتمندترین مرد آمریکا نشد؟ یا آن بازیکن بیس بال را نمی شناسی که به او لقب «عقب افتاده» داده اند؟

حال آن که سالیانه بیش از 4 میلیون دلار درآمد دارد». سکوتی سنگین حاکم شد. ناگهان دریافتم که درست همان حرفهایی را گفتند. زمانه عوض شده بود، امـا به پسرم می زنم که پدر و مادرم به من می من هنوز هم مانند والدینم می اندیشیدم. درس خواندن و با نمراتی عالی فارغ التحصیل شدن، دیگر تضمینی برای موفقیت حرفه ای نبود. این را فرزندانمان متوجه شده بودند، امـا مـا نـشـده بودیم.

پسرم افزود:

«مادر، من نمی خواهم مانند شما و پدر، این همـه کـار کـنم. شاید درآمد خوبی داشته باشی. خانه مان بزرگ و پر از لوازم باشـد.امـا اگـر حرفتان را گوش کنم، درست مانند شما و حتی شدیدتر از شما باید کار کنم .تا از عهده ی پرداختن قبض ها یا حق بیمه ام برآیم. امنیت شغلی روز به روز کم تر می شود و شرکتها دائماً در حال کاهش دادن کارمندانشان هستند و حتی فارغ التحصیلان دانشگاه نیز نسبت به دوران شما، از درآمد کمتـری برخوردارند. حتی درآمد پزشکان نیز کاهش یافته. من نمی تـوانـم بـه حقـوق بازنشستگی دلخوش کنم. اینها پرسش هایی هستند که ذهن مرا مشغول کرده
حق با او بود. فرزندم پرسشهایی در ذهن خود داشت که بایـد جـواب آنها را می یافت. من هم همین طور. آنچه والدینم به من گفته بودند، تنها برای کسانی کارآیی داشت که پیش از سال ١٩٤٥ متولـد شـده بودند.

اما همین پند ها :

پندها می تواند برای افراد این نسل، فاجعه آمیز باشـد. دیگر نمی توانیم بـه فرزندانمان بگوییم: «درس بخوانید، نمرات خوب بگیرید تا شغلی مناسـب گیرتان بیایید.» بنابراین باید دنبال شیوه های جدیدی برای راهنمایی فرزندانم، چه در تحصیل و چه در شغل و حرفه باشم. بسیاری از جوانان نسل جدید، حتی پیش از به پایان رساندن دوران دبیرستان، کارت اعتباری می گیرند، حال آن که هرگز کسی به آنهـا نحـوهی پول خرج کردن یا سرمایه گذاری را نیاموخته یا به آنها یاد نداده که چگونه سود مرکب آن را محاسبه و از آن سـود، استفاده کنند. همین جوانان، در حالی قدم به دنیای شغل و حرفه می گذارند که اساس آن، هزینه شدن است، نه صرفه جویی.

آموزش های کتاب پدر پولدار پدر بی پول :

  • ثروتمندان برای پول (قدرت) کار نمی کنند.
  • چرا به آموزش سواد مالی نیاز است؟
  • به کار خودت اهمیت بده.
  • نگاهی به تاریخ مالیات ها و قدرت شرکت ها.
  • پولدارها پول می سازند.
  • برای فراگیری کار کن نه برای پول.

فهرست کتاب پدر پولدار پدر بی پول:

  • پدر پولدار پدر بی پول
  • درس اول : پولدارها برای پول کار نمی کنند
  • دوم : نیاز های آموزش دانش ملی
  • سوم: چرا باید آموزش سواد مالی آموخت
  • چهارم: به تجارت تان اهمیت بدهید
  • پنجم : تاریخچه ی مالیات ها و نیروی شرکت ها
  • ششم: ثروتمندان پول می آفرینند
  • هفتم : کار کنید تا بیاموزید برای پول کار نکنید
  • هشتم : چرا باید سواد مالی را آموزش دهید؟
  • نهم : پولدار شدن
  • دهم: بیشتر می خواهید؟
  • یازدهم : چگونه می توانیم هزینه ی تحصیل دانشگاهی فرزندمان را فقط با هزار دلار تامین کنیم

بخشی از کتاب پدر پولدار پدر بی پول :

پرهیز یکی از بزرگترین دام هاست.

بهتر بود شما پسرها بیشتر فکر می کردید. اکنون در حال فراگیری یکی از بزرگ ترین درس های زندگی هستید.

اگر بتوانید این درس را به خوبی بیاموزید، آن وقت صاحب یک زندگی سرشار از آزادی و امنیت می شوید.

وگرنه درست شبیه خانم مارتین یا افرادی که اینجا مشغول بازی بیس بال هستند، می شوید.

آنها با توهم امنیت شغلی، برای دستمزدی اندک، به سختی کار می کنند و تمام طول سال را در انتظار تعطیلات سه هفته ای می مانند.

حالا اگر به نظرتان هیجان انگیز می آید، به شما ساعتی 25 سنت پرداخت خواهم کرد.

https://ketabtala.com

بازدید : 54
يکشنبه 16 بهمن 1401 زمان : 15:01

معرفی کتاب های تاریخی و نگارش آنها

کتاب های تاریخی

( کتاب تاریخی ) تاریخ به شرح اتفاقاتی گفته ‌می‌شود که برای انسان‌ها در طول میلیون‌ها سال رخ داده است و شما با خواندن کتاب‌های تاریخی با شکل‌گیری کشورها، فروپاشی تمدن‌ها و… آشنا می‌شوید. خرید کتاب تاریخی…

شما هم حتما جمله‌هایی مانند «ملّتی که تاریخ خود را نداند، محکوم به تکرار آن است» را شنیده‌اید، پس بهتر است با معرفی بهترین کتاب‌های تاریخ ایران آغاز کنیم. قبل از هر چیزی باید بدانید به کدام بخش از تاریخ ایران علاقه دارید؛ چرا که ایران سرزمینی کهن است و به سادگی نمی‌توان تاریخ آن را کامل خواند، البته هستند کتاب‌هایی که با اشارات کلی تلاش می‌کنند سیر کلی اتفاقات مهم را برای‌تان شرح دهند.

درباره ی نگارش کتاب تاریخی:

به منظور بیان یک داستان واقعی به روشی جذاب، نویسندگان کتابهای غیر داستانی غالباً زمان زیادی را صرف تحقیق در مورد موضوع خود می‌کنند و سپس در می‌یابند که چگونه اطلاعات را به طرزی جذاب انتقال دهند.

داستان های تاریخی با بازآفرینی و تحلیل درباره ی یک حادثه در گذشته تجربیاتی رایگان را در اختیار مخاطب قرار می دهند.آن ها از تجارب واقعی سخن می گویند و ما را درگیر جامعه،احساسات و باورهای مردمی می کنند که در زمانی متفاوت از ما زندگی کرده اند.یک داستان نویس تاریخی حادثه ای را برای نوشتن انتخاب می کند که هرچند در گذشته اتفاق افتاده است اما برای امروز مخاطب حرفی برای گفتن دارد و آگاهی بخش او در مواجهه با حوادث معاصر و امروز می باشد.در واقع مفهوم داستان برای خواننده اثر آشناست. داستان تاریخی به خواننده قدرت تمییز و تشخیص می دهد،قدرتی که از تحلیل گذشته کسب می کند او را برای مواجهه با آینده آماده می کند. سایت خرید کتاب

ژوزف بالسامو:

ژوزف بالسامو اولین کتاب از مجموعه کتابهای تاریخی الکساندر دوما که در طی آن علل تکوین انقلاب فرانسه و بعد هم شرح مفصل انقلاب مزبور ذکر گردیده است و نویسنده وقایع مزبور را از زمان سلطنت لویی پانزدهم تا موقع اعدام لویی شانزدهم و همسرش ماری آنتوانت تعقیب مینماید.

لویی پانزدهم پادشاه فرانسه از کارهای جدی و امور سیاسی خوشش نمی آمد و کمتر اتفاق می افتاد که مایل به امور سیاسی و کارهای جدی باشد و وقتی با معاذیر دیگر نمی توانست متصدیان امور را که به مراجعه کرده بودند و کارهای جدی و سیاسی داشتند ، از سرباز کند، این جمله را به زبان می آورد:

«مضطرب نباشید ، تا من هستم این ماشین به حرکت خود ادامه می دهد، ولی بعد از من متوقف خواهد شد.»

و مقصودش از «این ماشین» همانا امور دولت و ملت بود.

دوباری چون شاه را خوب می شناخت و می دانست که او از کارهای جدی و امور سیاسی و مملکت داری نفرت دارد ، یقین داشت که آن روز به لوسین خواهد آمد و نیز می دانست که آن روز برای یک درخواست بزرگ از او بهترین روزها است ، زیرا شب را در تریانون نزد عروس و صدراعظم خود گذارنیده ، حاضر است که برای جبران شب گذشته درخواست او را بپزیرد.

کتاب کنیز ملکه ی مصر

کتاب کنیز ملکه مصر نوشته میکل پیرامو(ترجمه ذبیح الله منصوری) .داستان در قالب اول شخص روایت می‌شود و به طور موازی زندگی چند شخصیت را پوشش می‌دهد. شرمیون با بیان زندگی خود در جایگاه یک کنیز پرده از اسرار جالب توجه خانمش کلوئوپاترا ملکه شهیر مصر برمی‌دارد. شخصیت‌های اصلی این رمان تاریخی به ترتیب کلوئوپاترا، شرمیون، کال،آنتوان، ژولیوس سزار و بطلمیوس ۱۳ نام دارند.

بعد از مرگ پادشاه نی‌زن، کلوئوپاتر مجبور به ازدواج با برادر خود می‌شود اما از آنجا که ملکه دلباخته آنتوان جوان است سعی می‌کند تا با کمک کنیز خود شرمیون، برای برادر و همسرش مشکلاتی ایجاد کند. نقطه اوج این رمان تاریخی بعد از مرگ سزار و آشفتگی سیاسی اتفاق می‌افتد.کتابی زیبا و جذاب.

بخشی از کتاب:

در مسافرخانه صور

بسیار اتفاق می افتاد که من شبها از کاخ سلطنتی خارج می شدم، ولی هیچ وقت تنها نمی رفتم و پیوسته یا با کلئوپاتر بودم یا اینکه با چند نفر از کنیزان و غلامان راه شهر را در پیش می گرفتم. اما آن شب تنها از کاخ سلطنتی بیرون رفتم و چون نمی دانستم خیابان ارسطو کجاست، از رهگذران سراغ آنجا را می گرفتم . بعضی از مردها پس از اینکه نشانی خیابان ارسطو را به من می دادند، پیشنهاد میکردند که مرا به آن خیابان برسانند، لیکن من از آنها می ترسیدم و می گفتم که احتیاج به همراهی آنها ندارم.

خواجه تاجدار:

خواجه تاجدار کتاب تاریخی است.

داستان به مرور رخدادهای تاریخی ایران می‌پردازد. از زمان مرگ نادرشاه افشار تا تا پایان زندگی آقا محمدخان. داستانی که با تولد او آغاز می‌شود و با مرگش به پایان می‌رسد.

این کتاب 850 صفحه ای به رخدادهای تاریخی ایران از هنگام مرگ نادرشاه افشار تا پایان زندگی آقامحمدخان قاجار به دیدی داستان‌ گونه می‌پردازد.

دن کیشوت:

رمان دن کیشوت با ارائه ی ساختاری جدید و نثری جذاب و سرزنده به شکلی گسترده به عنوان اولین رمان مدرن جهان شناخته می شود. دون کیشوت آن قدر جذب داستان های عاشقانه ی شوالیه ها شده که تصمیم می گیرد خودش هم به یک جور شوالیه تبدیل شود. او به همراه خدمتکار وفادارش، سانچو پانزا، پا به انواع و اقسام ماجراجویی های جذاب می گذارد. این دو شخصیت تکرارنشدنی با یکدیگر به دور دنیا می چرخند و یکی از جاودانه ترین داستان های تاریخ را رقم می زنند. رمان دون کیشوت برای بیش از چهارصد سال است که تخیل مخاطبین را مسحور جذابیت خود ساخته و تأثیر شگرفی بر نسل های مختلف نویسندگان، از جمله دیکنز، ملویل، فاکنر و بسیاری دیگر داشته است.

https://ketabtala.com

تعداد صفحات : -1

درباره ما
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 20
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 3
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 2
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 9
  • بازدید ماه : 15
  • بازدید سال : 464
  • بازدید کلی : 4077
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی