نویسنده: هیدیلیو دیاز
خلاصه کتاب:
"دختری که ماه را نوشید" داستانی مهیج و عاشقانه است که درباره یک دختر جوان به نام سلوریا است. سلوریا در یک روستای کوچک در سوئد زندگی می کند و یک تمایل غریب به نور ماه دارد. او هر شب به باغ می رود و بر روی شانه یک کوه زیبای جابجا می کند. این کوه نورانی را تولید می کند و سلوریا به آن می نوشد.
در حین رشد، سلوریا با مشکلات و چالش های خود روبرو می شود. او با مردم روستا و نظرات منفی آنها درباره خود و این تمایل خاص مبارزه می کند. اما به زودی متوجه می شود که این تمایل او را از بقیه جدا می کند و از واقعیت بیرون می اندازد. او باید به دنبال راهی برای انعطاف پذیری و قبول تفاوت خود بگردد.
به طور همزمان، سلوریا می فهمد که این تمایل نورانی نه تنها راز زندگی اوست، بلکه می تواند قدرت های فوق العاده ای هم داشته باشد. او با استفاده از این قدرت توانایی های جدیدی کشف می کند و به راهی نو در روابط انسانی خود پیدا می کند.
"دختری که ماه را نوشید" یک داستان تحسین برانگیز و الهام بخش است که درباره قدرت قبول تفاوت و انعطاف پذیری برای از بین بردن مرزهای تقدیر نوشته شده است. این داستان به ما نشان می دهد که چگونه ترکیبی از ماهیت بشری و قوای ماوراء الطبیعه می تواند به ما کمک کند تا مسیری متفاوت و خلاقانه در زندگی خود برگزینیم.
کتاب و کتابخوانی باید بخشی از زندگی مان باشد، مثل غذا خوردن، خوابیدن و هرکار روزمره دیگری. کتابخوانی برای کودکان راه و رسم خود را دارد و چه خوب است بدانید که اول باید کودکان مان را متقاعد به کتابخوانی کنیم و سپس به سراغ انتخاب کتاب مناسب برای آن ها برویم.
مطالعه یکی از اساسی ترین مهارت هایی است که کودکان برای موفقیت در زندگی باید یاد بگیرند. مهارت خوب خواندن نه تنها از نظر تحصیلی برای دانش آموزان مفید است، بلکه برای موفقیت مادام العمر آنها ضرورت دارند. کودکان وارد هر شغلی که شوند لازم است درباره آن اطلاعات کسب کنند و دانش خود را به روز نگاه دارند. برای رشد فردی خود نیز باید مطالعه کنند. حتی قبل از این که کودکان خواندن و نوشتن را یاد بگیرند می توان عادت مطالعه را در شخصیت و رفتار آن ها پرورش داد و ایجاد کرد. این ویژگی های شخصیتی در آینده باعث می شوند کودکان میل و رغبت بیشتری به مطالعه داشته باشند و از سفر در دنیای نوشته ها خسته نشوند. در این مطلب ما یکی از پرفروش ترین و جذاب ترین رمان ها را به شما معرفی می کنیم که مطالعه آن، هم می تواند مناسب کودک و نوجوانان باشد و هم بزرگسالان، که بی شک از تهیه و خواندن این کتاب لذت خواهید برد.
بررسی کتاب دختری که ماه را نوشید:
کتاب دختری که ماه را نوشید اثر کلی بارن هیل، داستان مردم یک شهر کثیف و پوشیده از مه، با نام مستعار شهر غم ها است. مردمان این شهر هر سال کوچک ترین فرزند خود را قربانی یک جادوگر شیطانی در جنگل می کنند، چرا که معتقدند فقط در این حالت زندگی شان در امان خواهد ماند و در غیر این صورت، جادوگر بدجنس همه آن ها را نابود خواهد کرد. بزرگان ثروتمند شهر، به این دروغ دامن می زنند، اگرچه آن ها به جادوگر اعتقادی ندارند، اما می دانند که این دروغ مردمی ترسیده، تحت سلطه، مطیع به وجود می آورد.
بزرگان این شهر نمی دانند که بچه ها توسط جادوگری مهربان و دلسوز به نام زان که عاشق بچه ها است جمع آوری می شوند و او آن ها را به شهری شادتر با خانواده ای منتظر می برد. زان در جنگل به بچه ها نور ستاره می دهد و این بچه ها برخلاف بچه های شهر غم ها با عشق و شادی زندگی می کنند.
روزی زان به دلایلی به جای نور ستاره، نور ماه را به یکی از دختر بچه ها می نوشاند. نور ماه، بسیار قدرتمند است و زان برای کنترل قدرت این دختر باید راه چاره ای بیندیشد.
بخشی از متن کتاب دختری که ماه را نوشید:
روزی روزگاری جادوگرای خوبی بودن که تو یه قلعه وسط جنگل زندگی می کردن، خب اون روزا جنگل خطرناک نبود، ما الان می دونیم که کی مسئول نفرین جنگله. اون همون کسیه که بچه ها رو می دزده و آب رو سمی می کنه. اون روزا، پروتکتریت پر از برکت و خوبی بود. هیشکی به جادو احتیاج نداشت، تا از جنگل رد بشه.
جنگل دوست همه بود و هر کسی می تونست بره قلعه جادویی تا درمون بشه یا ازشون چیزی یاد بگیره. ولی یه روز، جادوگر بدجنسی سوار یه اژدها شد و تو آسمون پرواز کرد. کفش سیاه و کلاه سیاه پوشیده بود و پیرهنش مثل خون قرمز بود با تموم خشم و عصبانیتش توی آسمون فریاد می زد.
هیشکی نمی دونه اون چرا بچه ها رو می خواد. نمی دونم چرا همیشه اصرار داره کوچیک ترین عضو ما رو ببره. نمی شه راحت ازش بپرسیم. کسی تا حالا اونو ندیده. ما می خوایم خیالمون راحت باشه که هیچ وقت هم نمی بینیمش.
بچه را رها کردند، درحالیکه با اطمینان می دانستند جادوگری وجود ندارد. هیچ وقت وجود نداشته است. آن جا فقط یک جنگل خطرناک بود. یک جاده و ریسمانی که سال ها بزرگان به آن چسبیده بودند و نسل ها بود که با این ترفند از زندگی شان لذت می بردند. جادوگر و در واقع باور به جادوگر، برای ترساندن مردمِ ساده ساخته شده بود؛ مردم مطیع، مردم رام، مردمی که زندگی شان در غباری غمناک می گذشت. ابرهای اندوه احساساتشان را گرفته بود و مغزهایشان را از کار انداخته بود. بزرگان برای حکم رانی به همین ها نیاز داشتند. هرچند ناخوشایند بود، ولی کاری برایش نمی کردند.

طراحی سازه چیست و چرا اولین گام ساخت اصولی ساختمان محسوب میشود؟
درب و پنجره لیفت اند اسلاید: پیشرفتی در ساختمانهای مدرن
کتابخانه سیار؛فروشگاه اینترنتی کتاب طلا
فروشگاه پوشاک زنانه و مردانه : فروشگاه پوشاک کده
آشنایی با انواع نماهای خشک
معرفی اجرای نمای خشک و هرآنچه که باید بدانید
اجرای نمای خشک
تاثیر سلامت روح و روان بر جسم